أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
403
تجارب الأمم ( فارسى )
گسيل داد * . على بن بويه نيز بيامد و با او جنگيد . ياقوت براى دومين بار شكست خورد و چنان گريخت كه ديگر نتوانست بر پا ايستد و كمر ببندد ، و از بسيارى عجمان و ديلميان خود سودى نبرد . آرى ، فرمان خداوند شگفتى ندارد [ 1 ] ! على بن بويه ياقوت را تا رامهرمز پىگيرى كرد ، تا آنجا كه از چيره شدن بويه بر اهواز ترسيدند ، و ابو عبد الله بريدى پيام آشتى فرستاد و او پذيرفته ، در نامهاى براى وزير ابو على بن مقله ، شرايط آشتى را بنوشت و او آن را به راضى [ خليفه ] نشان داد و او پذيرفت . پس على بن بويه به شيراز بازگشت و فارس چنان كه گفتم [ 2 ] به على بن بويه واگذار گرديد ، فرمان و درفش ، همراه ابو عيساى مالكى براى او فرستاده شد . ابو الحسن على بن بويه ، دبير خود ابو سعد اسرائيل را بكشت . گزارش انگيزهء آن : ابو سعد را در دل على بن بويه جاى بسيار بود و او را گرامى مىداشت و با بركت مىشمرد . او سپهسالارى نيز مىكرد و با ياقوت جنگيده او را شكست داده بود . غلامان ترك داشت ، قبا مىپوشيد و شمشير و كمر مىبست [ 3 ] . ابو العباس حناط قمى هميشه بر ضد وى راى فرمانروا را مىزد [ 4 ] ولى او نمىپذيرفت و او را از اين بدگوئى باز مىداشت ولى او دست بر نمىداشت ، تا آنكه روزى بويه به او گفت : اى مرد ! اين دوست ، از روزگار گمنامى با من بوده
--> [ ( 1 - ) ] M : شايد شگفتزدگى مشكويه از سنىزدگى او باشد ، و گر نه ، آشكار است كه ايرانيانى كه در سپاه خليفه خدمت مىكردند نيز مانند ديگر مردم ايران ، چنان كه در خ 5 : 436 پانوشت اشارت رفت ، چشم اميد به سرداران ديلمى داشته ، آنگونه كه خليفه و نوكران سريانى او مىخواستند آمادهء جنگ با وى نبودند . [ ( 2 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 465 . [ ( 3 - ) ] M . متن : لبس القباء و السيف و المنطقة . . . اين پوشاك نشان وزيرى در بغداد مىبود . خ 6 : 308 . [ ( 4 - ) ] M : متن : يضرب عليه دائما . . . نزد فرمانروا عليه ابو سعد مىزد . گوئى مشكويه « زدن براى كس » را از فارسى به عربى ترجمه كرده است ، چه در عربى پيش از آن تاريخ چنين به كار نمىرفت 5 : 468 و 462 .